![]() |
![]() |
|
|
مي دانم صداقتت در همان روز برفي سرماخورد شايد شالگردن را خوب دور گردن وفا نپيچيدي و با وزش اولين باد سوزناك وسوسه رابطه شيرين ما از سرما دروغ ترك خورد و دست دلم كمي از اين خورده ها مجروح شد! صدا و نفسم ديگر همگام نفسهايت نمي گردد و انگار احساسم از اين همه دروغ يخ بسته گرماي عشقي لازم است تا تحركي دوباره از سر گيرم اما باز ترس از بي سرانجامي و تابلو ورود ممنوع خيابان عشق مرا در جايم ميخكوب كرده...!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 20:29 توسط یکی مثل تو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 20:59 توسط یکی مثل تو |
|
|
تنهايي همدم ثانيه هاي بي هدفم گشته امروز برگاني ديدم
چقدر گذر زمان بر روح و جسمش ضربه زده بود حصار اطرافش بلند بود چقدر دلم گرفت من رهايش نخواهم كرد!
۸/۲۴
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 20:55 توسط یکی مثل تو |
|
|
كم كم فراموش شدي! حالا اين منم با سرعت گريز تو من مي دوم ،به سوي خط شروع نفرت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 21:3 توسط یکی مثل تو |
|
|
گريختي! تو هميشه قبل از جاري شدن حس
۸۵/۷/۸
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:8 توسط یکی مثل تو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وب لاگ نوشته های خودمه نمی خوام اسمشو شعر بزارم چون هرگز شاعر نبودم و سعی می کنم از نوشته های خودم استفاده کنم و یا مطالب زیبا و اشعار نویسندگان یا شاعران دیگر امیدوارم خوشتون بیاد!
|
| پیوندهای روزانه |
|
چت روم مسافر تالارهای گفتگوی فارسی ایران تیک گالری عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
ملیکا عزیزم رها عزیز پسر خورشید دختر مهتاب الهه تاریکی سکوت بی قرار فریبا عزیزم زلال باران امواج خروشان عاشق تنها آنتی فیلتر(Nemesis) فریبا عزیزم سعید عزیز بیتا عزیزم محسن (اوتلو) سفید |
|
RSS
|